تبلیغات
 ஜღکلبه ی چوبی ღஜ - دخترک


بعد از سال ها دخترک کبریت فروش را دیدم!


بزرگو زیبا شده بود....


به او گفتم:کبریت هایت کو؟؟


میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم!


خنده ی تلخی کرد و گفت:کبریت هایم را نخریدند...


سالهاست که خودم را میفروشم!







تاریخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393 | 04:57 ب.ظ | نویسنده : negin vaezi | نظرات

  • paper | قدس | قیمت ارز بازار آزاد